شعرهای زیبا
باران باترانه"
می خورد بر بام خانه خانه ام کو؟؟
خانه ات کو؟؟
آن دل دیوانه ات کو؟؟
روز های کودکی کو؟؟
فصل خوب سادگی کو؟؟
... یادت آید روز باران گردش یک روز دیرین؟؟
پس چه شددیگر کجا رفت خاطرات خوب ورنگین؟؟
درپس آن کوی بن بست دردل تو آرزو هست؟؟
کودک خوشحال دیروز
غرق در غمهای امروز
یاد باران رفته از یاد!
ارزوها رفته بر باد!
باز باران باز باران می خورد بر بام خانه
بی ترانه
بی بهانه
شاید هم گم کرده خانه
*********************************************
يه شب مهتاب
ماه میاد تو خواب
منو ميبره
کوچه به کوچه
باغ انگوري
باغ آلوچه،
دره به دره
صحرا به صحرا،
اون جا که شبا
پشت بيشهها
يه پري ميآد
ترسون و لرزون
پاشو میذاره
تو آب چشمه
شونهميکنه
موي پريشون...
يه شب مهتاب
ماه میاد تو خواب
منو ميبره
ته اون دره
اونجا که شبا
يکه و تنها
تکدرخت بيد
شاد و پراميد
ميکنه به ناز
دسشو دراز
که يه ستاره
بچکه مثه
يه چيکه بارون
به جاي ميوها ش
سر يه شاخهش
بشه آويزون...
يه شب مهتاب
ماه میاد تو خواب
منو میبره
از توي زندون
مث شبپره
با خودش بيرون،
میبره اونجا
که شب سيا
تا دم سحر
شهيداي شهر
با فانوس خون
جار ميکشن
تو خيابونا
سر ميدونا:
عمو يادگار!
مرد کينهدار!
مستي يا هشيار
خوابي يا بيدار؟
مست ايم و هشيار،
شهيداي شهر!
خوابیم و بيدار،
شهيداي شهر!
آخرش يه شب
ماه میاد بيرون،
از سر اون کوه
بالاي دره
روي اين ميدون
رد ميشه خندون...
يه شب ماه میاد
يه شب ماه میاد
*****شاملو*****


